مولوی فتحی محمد نقشبندی


  







بر کسی پوشیده نیست که پس از پیروزی انقلاب ایران بر نظام شاهنشاهی نه تنها وعده هایی که به اقلیت ها داده شده بود اجرا نشد بلکه بر عکس، سیاست های تبعیض ، قلع و قمع و جنگ سرد به صورت بسیار کارشناسی شده ای علیه آنها به راه افتاد و در این میان اهل سنت ایران اعم از کرد ، بلوچ ، عرب، ترک و  ترکمن  بیشترین فشار ها و  تبعیض ها را شاهد بودند. تبعیض های که بخاطر فضای شدید سانسور در ایران بسیار کمتر از آنچه تصور می شود به رسانه های بین المللی رخنه می کنند. که به طور مثال براساس برآورد  مجموعه فعالان حقوق بشر ایران (هرانا) که از توان خود در بیان نقض حقوق بشر بلوچستان می گوید بیان می دارد که توانمندی این سازمان برای گزارش نقض حقوق بشر در استان سیستان و بلوچستان تنها 2% است در حالی که این شاخص برای تهران 49% می باشد بر این اساس می توان گفت اگر تنها بخواهیم از حقوق های از دست رفته قوم بلوچ سخن بگویم تنها 2% از مظالم را گزارش کرده ایم. و همین است حکایت در بقیه مناطق سنی نشین ایران.

به جرات می توان گفت برنامه ریزی حذف علما و اندیشمندان اهل سنت از صحنه فعالیت های فرهنگی ، دینی اجتماعی و سیاسی بخشی از مجموعه فشارهای شدید بر جامعه اهل سنت ایران است که از ابتدای انقلاب به شیوه های مختلف اجرا شده است که این طرح به شیوهای مختلفی اجرا شده است که گذرا به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:


1. ترور و قتلهای زنجیره ای بر علیه علما ، نخبگان و اندیشمندان اهل سنت چون ترور

علامه محمد صالح ضیائی - علامه کاک احمد مفتی زاده، مولانا عبد الملک ملازاده ، مولوی عبد الناصر جمشیدزهی، دکتر احمد سیاد ، استاد ملا محمد ربیعی ، ، استاد کاک فاروق فرساد

استاد موسی کرمپور از علماء خراسان  مولانا نعمت الله توحیدی

2. اعدام های سیاسی و عقیدتی علمای اهل سنت چون مولوی عبدالقدوس ملازهی ، مولوی یوسف سهرابی ، دکتر علی مظفریان ، استاد قدرت الله جعفری ، کاک ناصر سبحانی ، شیخ عبدالوهاب خوافی ، مولوی خلیل زارعی ، حافظ صلاح الدین سیدی

3. زندانی های سیاسی و عقیدتی علمای اهل سنت ، مولوی عبدالعلی خیر شاهی، مولوی اسماعیل ملازهی داماد مولانا عبدالحمید ،کاک ایوب گنجی ، شیخ عبدالحمید دوسری و بسیاری دیگر از علمای اهل سنت که پس از دستگیری تهدید و ارعاب به قید وثیقه آزاد شده اند

4. تهجیر و اخراج اجباری بسیاری از علمای اهل سنت که در شمار نمی آیند

5. احضار مکرر علمای اهل سنت به دادگاه ویژه روحانیت و بازداشت چند روزه و بازجویی از فعالیت های فرهنگی دینی آنها.

6. توقیف گذر نامه رهبران اهل سنت همچون مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی ، کاک حسن امینی ، مفتی قاسم قاسمی و دیگر اندیشمندان....

7. سلب اجازه ی ساخت مساجد و مدارس دینی خصوصا در کلان شهر های چون تهران و اصفحان و غیره...

8.  تخریب یا تعطیل و پلمب مساجد و مدارس دینی اهل سنت چون تخریب مسجد شیخ فیض مشهد ، تخریب مدرسه دینی امام ابوحنیفه عظیم آباد زابل با 600 طلبه، تعطیل مسجد فاضل آباد در استان گلستان، تخریب مسجد جوادیه اهل سنت شهرستان بجنورد خراسان شمالی ، پلمپ نمازخانه اهل سنت تهران ، پلمب مسجد اهل سنت اهواز و غیره....

9. ایجاد محدودیت وجلوگیری از دیدار و وحدت اهل سنت مناطق مختلف کشور چون محدودیت و جلو گیری از مشارکت اهل سنت  در جلسه سالانه دارالعوم زاهدان،ایجاد محدودیت از برگزاری نشست دیداری دانشجویان اهل سنت با علما

ممانعت از شرکت مهمانان خارجی و دیدار از مدارس دینی اهل سنت داخل کشور

10. طرح کنترل و به اختیار گیری مدارس دینی و مساجد اهل سنت موسوم به ( ساماندهی مدارس ) که با مخالفت شدید علما رو به رو شده است

11. جو سازی شدید رسانه ملی ، فضایی اینترنتی و مجازی بر علیه اهل سنت و علما با پخش فیلم و مستند های اعترافات که تحت فرمان زور و شکنجه به اجرا می رسند. چون فیلم اعترافات علمای به نامی همچون مولوی نظر محمد دیدگاه مولوی عبدالقدوس ملازهی مولوی یوسف سهرابی مولوی خلیل زارعی و یا جلسات تفرقه افکنانه چون جلسه موسوم به  بصیرت و روشنگری که مدارس دینی اهل سنت علی الخصوص مکی زاهدان با مدیریت مولانا عبدالحمید را به عنوان جریان انحرافی معرفی کردن.

تمام موارد مذکور بخش کوچکی از فشار های دولت جهت حذف علمای اهل سنت  از صحنه فعالیت های فرهنگی ، دینی اجتماعی و سیاسی است که مورد توجه قرار گرفت اما هم اکنون یک بار دیگر شاهد این سناریو حذف و فشار در لباسی ای کهنه انگشت اشاره خود را به سوی اندیشمند فرهیخته دیگری از جامعه اهل سنت به نام مولانا فتحی محمد نقشبندی امام جمعه شهرستان راسک سیستان و بلوچستان نشانه رفته  و می رود تا با ادامه روند تبلیغاتی کلیشه ای خود یک بار دیگر بستر حذف را بگستراند.

مولانا فتحی محمد نقشبندی فرزند آخر داد در سال 2-4-1337  در روستای  حاجی آباد به دنیا آمد تحصیلات ابتدای را در خانه نزد پدر و مادر و خواهر خویش فرار گرفت پس از آن برای ادامه تحصیلات دینی وارد مدرسه دینی دپکور که در آن زمان تنها مدرسه دینی در بلوچستان با مدیریت مولانا عبدالعزیز ملازاده بود شده کهپس از انتقال این مدرسه از دپکور به روستای انزاء بدانجا پیوست و از آن پس از محضر اساتید بزرگواری که در مدارس دینی چابهار و گشت بودند کسب فیض نموده برای سالهای اخر تحصیل وارد دار العلوم کراچی شد و در محضر مولانا محمد شفیع عثمانی و شیخ الحدیث سبحان محمود دروس دینی را فرا گرفت.

پس از اینکه به ایران باز می گردد فعالیت های خود را با تدریس در مدرسه علوم دینی چابهار آغاز کرده و 9 سال در سمت استادی این مدرسه باقی می ماند از |آن پس در سال 1374 از آنجا که بستر فعالیت دینی و فرهنگی را در راسک مناسب دیده و و نیاز منطقه به وجود یک داعی را لمس می کند فعالیت هایش را در این منطقه در دو بخش احداث مدرسه دینی مفتاح العلوم  و ساخت مسجد جامع آغاز می کند و روز به روز به محبوبیت و اقبال عمومی مردم به این دو مکان مقدس بیشتر می شود.

پس از مدتی مولانا فتحی محمد نقشبندی به فعالیت های دینی سخنرانی های صریح و روشنگرانه شهرت پیدا کرده  و جایگاه بلندی در قلب مردم منطقه پیدا می کند او که تمام زحمت های خود را مدیون مولانا عبدالعزیز رهبر اهل سنت و مردم بلوچستان می بیند همیشه به عنوان یاوری قوی برای ایشان می ماند و پس از ایشان به عنوان بازوی توانا در منطقه مکران بلوچستان برای رهبر اهل سنت بلوچستان مولانا عبدالحمید می شود.

از این رو دولت فعالیت های فرهنگی ایشان را مانعی قوی برای رسیدن به اهداف خود در منطقه می بیند و پس از مدتی نامه ای محرمانه از بخشدار راسک که گذارش کارکرد خود و وضعیت منطقه را به مقامات بالا می رساند لو رفته که این سند بعدها در کتاب تخریب گورناگ نوشته: محمد آرمیان فعال بلوچ منتشر می شود و موجی از تعجب را در بین مردم بر می انگیزد در این نامه محرمانه درویش نارویی بخشدار راسک که بعدها فرماندار شهر ایرانشهر می شود سعی دارد به زعم خود مناطق بحران زا و کانون های تنش زا بر علیه نظام حاکم را بیان کند که پس از مقدمه چینی در شکت خوانین منطقه و در هم پاشیدن کانون بحرانی آنها می نویسد:  امروز پتی محمد نقشبندی امام جمعه اهل سنت راسک براحتی از نحوه شهادت ، مولوی عبدلملک ملازاده وجمشید زهی سخن بمیان می آورد  وقضیه مسجد فیض مشهد ومسجد مکی زاهدان را علنا فاجعه می خواند بدور از وابستگی  وی به وهابیت نبوده ونیست . مولوی پتی محمد در سالهای گذشته  با جذب کمک های میلیونی کشورهای  حوزه خلیج فارس برای ساخت کانون فرهنگی تبلیغی اهل سنت ( وهابیت ) در راسک پایه ریزی نموده است وقرار است این مسجد وکانون فرهنگی تبلیغی اهل سنت  در راسک با مساحتی حدود سه هزار متر مربع که اگر تمامی سنی های راسک وپیشین را جمع کنند پر نخواهد شد را احداث کند که کارهای اولیه وفنداسیون وپی ریزی به پایان رسیده وکار ساختمانی آن شروع شده است. و از  آن پس توصیه می کند جلو این گونه فعالیت ها گرفته شود.

مدتها از لو رفتن این اسناد می گذرد و این جریان از اذهان عمومی پاک می شود اما هرگز از خاطر افرادی که به دنبال نفوذ در منطقه و ایجاد راه های راهبردی برای اهداف خود هستند پاک نمی شود. هنگامی که طرح کنترل مدارس دینی داغ می شود و مسئولین بر علما و رهبران اهل سنت برای قبول این طرح فشار وارد می کنند رهبران اهل سنت بلوچستان همچون بقیه علمای فرهیخته سطح کشور زیر بار این طرح که آن را ظالمانه و هدف دار می نامند نمی روند و بر علیه آن می ایستند این بار نیز مولوی نقشبندی با رهبری جبهه علمای مکران در کنار مولانا عبدالحمید می ایستد و سخنان شیوایی بیان می کند که از خاطر مردم پاک نمی شوند.

پس از مدتی فشار ها  برای اعمال نفوذ و قبولاندن این طرح به علمای اهل سنت بیشتر می شود و در این راستا مولوی اسماعیل ملازهی داماد مولانا عبدالحمید به اتهام واهی جاسوس عربستان سعودی باز داشت و محاکمه و در نهایت زندانی می شود. دیگر داماد ها و نزدیکان مولوی چون مولوی یوسف اسماعیل زهی  مولوی عبدالعزیز گمشادزهی  حاجی عبدالرحیم شه بخش یکی پس از دیگری به اتهام های واهی تحت تعقیب یا بازداشت قرار گرفته و عرصه را روز به روز بر ایشان تنگ تر می کنند. از سوی دگر با برگذاری جلساتی چون بصیرت و روشنگری صرحتا انگشت اتهام به سوی مسجد مکی و شخص مولانا دراز کرده و از ایشان به عنوان جریان انحرافی یاد می کنند که با بیداری علمای بلوچستان به بن بست می رسند. در این جریان مولا نا نقشبندی جبهه علمای جنوب شرق کشور در منطقه مکران را هدایت می کند و سخنرانی های بسیار تند و روشنگرانه ای در دفاع از مولانا عبدالحمید و مسجد مکی کرده و طرح کنترل مدارس موسوم به ساماندهی مدارس و جلسه بصیرت رو روشنگری خاش را جلسه ای مسموم می نامد.
از آن زمان دولت خطر ایشان را در متوقف کردن اهداف خود در منطقه بیش از پیش درک کرده و برای فشار آوردن بیشتر به مولانا عبدالحمید و حذف این عالم تاثیر گذار در منطقه به هر دری می زند اما راه به جایی نمی برد تا آنکه نهایتا بهانه لازم برای دستگیری و زمینه سازی حذف ایشان فراهم می شود.
در تاریخ 29 دی ماه 1390 گروهک مسلح جند الله پس از چندین بار اقدام به ترور نا موفق و تهدید مولوی مصطفی جنگی زهی نهایتا در مسیر چابهار با بستن راه وی اقدام به ترور او کرده و از محل حادثه متواری می شود.

ارگان های امنیتی و سایت های دولتی در ابتدای امر برای ترور او دو نظریه را مطرح می کنند. 1. قتل بخاطر اختلافات خانوادگی بر سر چندین هکتار زمین 2. کشته شدن توسط جند الله . اما پس از مدتی سکوت ناگهان برنامه جدیدی پیاده شده و انگشت اتهام را به سوی مولوی فتحی محمد نقشبندی گرفته و سعی می کنند او را به عنوان طراح و زمینه ساز قتل جنگی زهی معرفی کنند و چون انگیزه ای برای این کار نمی ابند حسادت  را به میان کشیده و ایشان را متهم کرده که بنابر حسادت از فعالیت های مولوی جنگی زهی سعی در ترور او کرده است.

مصطفی جنگی زهی که بود؟ و توسط چه کسی کشته شد؟

مولوی مصطفی جنگی زهی روحانی دولتی بود که به عنوان اولین روحانی سنی مروج طرح های دولت در منطقه، و فرمانده بسیج دسته رزمی تیپ جواد الائمه  و گردان عاشورای منطقه بود که از سادگی و فقر جوانان منطقه بهره برده و با فراهم نمودن  محل اسکان و  پرداخت مبالغ مالی در گسترش شاخه بسیج در منطقه به دولت کمک می کرد و خواسته یا ناخواسته بسیاری از جوانان ساده لوح را به مذهب تشیع نزدیک کرده بود.

گروهک جند الله که  طی چندین اعلامیه افرادی را که در بلوچستان به هر نحوی با سیستم اطلاعاتی و حکومتی کشور همکاری فعالی داشتند تهدید به مرگ کرده بود، در زمینه مولوی جنگی زهی دست به اقدام عملی زده و در یک نوبت برای ترور او خانه اش را محاصره می کند اما جنگی زهی به پشتوانه دولت از محل می گریزد تا آنکه در روز جمعه 29 دی 1390 با بستن مسیر او اقدام به ترور وی می کنند.

دولت ابتدا مرگ او را به جند الله نسبت می دهد اما با مهیا دیدن بستر حذف مولوی نقشبندی ، تلاش می کند تا از فضای موجود استفاده کرده و به اهداف دیگر خود در منطقه نیز برسد از این رو در تاریخ 22 فروردین 91   درست 83 روز پس از کشته شدن جنگی زهی ایشان و 11 نفر از جوانان و معتمدین منطقه  را دستگیر کرده و به مکان نا معلومی منتقل نموده و از هر گونه ملاقات با خانواده و دوستدارانش محروم می کنند.و از آن پس با اعمال فشار بر آنها سعی می کند آنها را مجبور به اعتراف بر علیه  مولانا عبدالحمید و به گردن گرفتن قتل و کشتار در منطقه می کند تا از این طریق اذهان عمومی را برای بستر سازی کارشناسی شده حذف این عالم فراهم کند.
پس از مدتی به روز دوشنبه 25-2-91 جو شهرستان راسک متشنج شده و تجمع های اعتراضی از سوی مردم منطقه نسبت به دستگیری علمای منطقه شروع می شود که باعث کشته شدن دستکم یک نفر و مجروح شدن پاره ای دیگر از ساکنین محل می شود.

این تجمع اعتراض آمیز و حوادث ناگوار، پس از آن روی می دهد  که "مولوی عبدالغفار نقشبندی"، فرزند ارشد مولانا فتحی محمد نقشبندی، امام جمعه راسک نیز در مسیر بازگشت از زاهدان که به منظور پیگیری موضوع پرونده پدرش رفته بود، در ورودی شهر راسک دستگیر و بازداشت می شود. از این رو مردم منطقه که از ساست های تبعیض و اتهام دولت خسته شده بودند قیام می کنند و در بین مردم و نیروهای مسلح درگیری پیش می اید که به کشته شدن دست کم یک نفر و مجروح شدن چندی دیگر شده و اوضاع منطقه متشنج می شود.

دولت که از قیام فراگیر مردم احساس خطر می کند تعدادی از بازداشت شدگان را آزاد می کند.

این کشتارو بازداشتها اعتراض فعالین حقوق بشر و  علمای بزرگی چون مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی و یکصد تن از علما منطقه را به دنبال می کشد که با دیدار مقامات ذی ربط و نامه نگاری برای مسئولین عالی رتبه جمهوری اسلامی مراتب اعتراض خود را اعلام می کنند.

امام جمعه اهل سنت زاهدان مولانا عبدالحمید در خطبه های جمعه نسبت به قضیه کشته شدن  جنگی زهی اشاره کرده و خطاب به مسئولین می گوید:
 " قاتل باید دستگیر شده و به مجازات شرعی و قانونی برسد، اما تا زمانی که موردی به اثبات نرسیده است نباید با ظن و گمان و فشار اقدام به دستگیری برخی از علما نمود و باعث نگرانی مردم شد."

به گفته این شخصیت اهل سنت زمانی که فردی به قتل می‌رسد "حتی اگر مخالف دولت هم باشد"، دولت موظف است عادلانه موضوع را بررسی و قاتل را مجازات کند و نباید تبعیضی در اجرای عدالت وجود داشته باشد. چراکه "در بسیاری از موارد افرادی به قتل رسیده‌اند و با گذشت سال‌ها قاتلان آن‌ها دستگیر نمی‌شوند که اشاره ایست به قضیه ترور و شهادت مولوی علی دهواری که برای دستگیری قاتلانش که هیچ تلاشی از جانب مسئولین صورت نگرفت و قضیه کاملا مسکوت گذاشته شد.

هنگامی که بار دیگر ماموران امنیتی موضوع گیری و اظهارات روحانیان و مردم منطقه را می بینند برای آرام کردن مردم ، سرپوش گذاشتن و توجیه دستگیری ها و در نهایت نزدیک شدن به نقشه ابتدای دستگیری ها که انگشت حذف و اعدام این چهره شاخص مذهبی و سرشناس منطقه را نشانه رفته بودند اقدام به پخش اعترافاتی از دیگر بازداشت شدگان می کنند که تمام سعی در این مجموعه اعترافات به نام " تاوان وحدت " بر این است که آقای جنگی زهی را به عنوان یکی از برجسته ترین علمای بلوچستان و پرچمدار وحدت بین شیعه و سنی معرفی کرده و از آن طرف مولوی نقشبندی را به عنوان یک تروریست وهابی با تفکر های ضد شیعی و ضد وحدت معرفی کنند که بخاطر حسادت بر جنگی زهی قصد ترور و حذف او را داشه و برای تحقق این هدف از وهابیان قطر مبلغی بالغ بر 800 میلیون تومان دریافت کرده که همه این انگشت گذاری ها تهمت هایی واهی بیش نیستند. تهمت هایی که قصد دارند با چنگ زدن بر آنها حذف علما از صحنه دینی ؛ سیاسی و فرهنگی با اعدام و تهجیر و خلع لباس و ترور های ناجوانمردانه را بپوشانند. ء

فركانس شبکه

شبکه جهانى نور بر ماهواره‌هاى

نايل سات

فرکانس: 10873 – عمودى

سيمبل رايت: 27500 – 3/4

هاتبرد

فرکانس: 11566 – افقى

سيمبل رايت: 27500 – 3/4