درسهایی از کتاب بت شکن علامه ابوالفضل برقعی – درس یازدهم

روش ما در مطالعه کافی

چون در این کتاب ( بت شکن ) کار خود را به تحقیق در جلد اول «کافی» محدود کرده‌ایم طبعا به فروع مگر در برخی از موارد، اشاره نمی‌کنیم. اما تذکر نکته‌ای مهم در مورد فروع را بر خود فرض می‌دانم که غفلت از آن روا نیست.

اهل تحقیق باید توجه داشته باشند که احادیث فروع رانیز همان راویان ناموثق و مفتری و جعالی روایت کرده‌اند که احادیث اصول را بافته و به نام اصول عقائد، شرک و خرافه را ترویج کرده و در آتش تفرقه دمیده‌‌اند و در واقع با أکاذیبشان به أئمه – علیهم السلام – ستم کرده‌اند، طبعا به منقولات چنین افرادی نمی‌توان اعتماد کرد و بایسته است علمای حق‌جو در مراجعه به فروع منقول از ایشان، خصوصا در أمر استنباط و فتوی، به این نکته هوشیار باشند و تا کاملا تحقیق و تدقیق نکرده‌اند، تسامحاً و با خوشبینی بی‌دلیل، منقولات آنان را حتی در فروع نپذیرند.

دیگر از امور مهم آن است که در نظر بسیاری از علما، روایت صحیح آن است که راوی آن امامی و ثقه باشد،
اما متأسفانه عنایت ندارند که صرف امامی‌بودن و کذاب‌نبودن کافی نیست، بلکه باید کاملا دقت شود که اخبار رسیده از یک راوی چگونه اخباری است، آیا با قرآن و عقل موافق است یا نه؟ در حالی که به نظر ما یکی از أدله ضعف راوی حتی اگر به کذب متهم نباشد، اخبار خرافی است که از طریق او نقل شده است.
در تفسیر علی بن ابراهیم قمی از قول جعفر صادق آمده است که فرمود کسی که ما را یاد کند و یا ما نزدش یاد شویم و به قدر بال مگسی، اشک از چشمانش بتراود، پروردگار گناهانش را گرچه به قدر کف دریا باشد، می‌آمرزد!… .

برای اینکه در صحت این احادیث جعلی تردید نشود و به عنوان عامل مؤثری که مردم را به مساجد و مجالس مذهبی می‌کشاند، در میان مردم باقی بماند [و پذیرفته شود] و برای [وعاظ واهل منبر] درآمد فراهم کرده و مایة امرار معاش آنان باشد، قصه‌پردازان برای تحکیم اقوال و اساطیر خود، اسنادی که موهم صحت روایاتشان باشد جعل کرده و آنها را به پیامبر نسبت دادند، نیز روایاتی از این قبیل نقل کردند که امام فرموده است: هر که عملی را به امید حصول ثوابی که برای آن ذکر شده، به جای آورد، بدان ثواب نائل خواهد شد، گرچه رسول خدا چنان حدیثی را نفرموده باشد! ( کتاب بت شکن )

و یا روایت کردند که پیامبر فرمود: کسی که برای رضایت خدا از من حدیثی نقل کند، [گویی که] من آن را گفته‌ام!… .

کتاب خدا بر حرمت کذب تصریح فرموده و دروغگویان را عذاب و عقاب شدید وعده داده و آنان را بارها در مناسبتهای مختلف لعن فرموده و دروغ درباره طاعات و امور خیر را نیز استثناء نفرموده‌ است، همچنین پیامبر نیز هنگام گفتن: «من کذب علیٍ فلیتبوأ مقعده من النار» هر که بر من دروغ بندد، جایگاه خود را در آتش گیرد»، اینگونه دروغ را استثناء نفرمود واحدی نمی‌تواند ادعا کند که دروغگویی درباره طاعات، دروغ شمرده نمی‌شود، قصه‌پردازان نیز اقرار کرده‌اند که به پیامبر دروغ نسبت می‌دهند ولی عذرشان این بوده که ما به نفع پیامبر دروغ می‌گوییم نه علیه وی!!

جای شگفتی است که فقها کذب را از گناهان کبیره شمرده‌اند، با این وصف در این گونه احادیث دروغین، تسامح ورزیده‌اند! فقها در تحقیق از ادله أحکام، متن و سند را مورد بررسی و امعان نظر قرار داده و احادیث را با کمترین شبهه در سند یا متن، تضعیف کرده و آنها را ساقط می‌شمارند اما چون به احادیث ترغیب و تخویف و فضائل می‌رسند، تمام آنچه که در علم اصول و فقه گفته‌اند، از یاد می‌برند، چرا؟

چون بر ایشان روایت شده که پیامبر و امام گفته‌اند هر که عملی را به امیدحصول ثوابی که برای آن ذکر شده به جای آورد، بدان ثواب نائل خواهد شد، گرچه رسول خدا چنان حدیثی نفرموده باشد!

در کتاب حاضر ( کتاب بت شکن )، چنانکه ملاحظه خواهید کرد، در أکثر أبواب، به منظور مطلع‌ساختن خوانندگان نخست رأی دو «محمد باقر*»«محمدباقر مجلسی» و «محمدباقر بهبودی» را نقل کرده و سپس به بررسی احادیث می‌پردازیم و بیشتر سعی می‌کنیم متن آنها را مورد تحلیل و تحقیق قرار داده و با قرآن کریم مقایسه کنیم. ولاحول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم.

درسهایی از کتاب بت شکن علامه ابوالفضل برقعی – مقدمه

درس اولدرس دومدرس سومدرس چهارمدرس پنجم

درس ششمدرس هفتمدرس هشتمدرس نهمدرس دهم

درس یازدهم – درس دوازدهم – درس سیزدهم – درس چهاردهم – درس پانزدهم

درس شانزدهم (پایان)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *