درسهایی از کتاب بت شکن علامه ابوالفضل برقعی – درس پنجم

شرح حديث ثقلين

اینک پس از بیان ادعای امامیه و بررسی آن ( در کتاب بت شکن )، در پاسخ می‌گوییم حتی اگر حدیث «ثقلین» را به همان صورت که مورد علاقه فقهای امامیه است، بپذیریم، حدیث مذکور مفید این معنی نیست که فقه اسلامی را تنها باید از طریق اهل بیت گرفت.

قرآن مجید می‌فرماید: «مؤمنین را نه آن توان است که همگی [در طلب علم دین] کوچ کنند، پس چرا از هر گروهی از ایشان، عده‌ای کوچ نکند تا در دین فقیه شوند و چون بازگشتند، قوم خویش را هشدار دهند». (التوبه / 122)

این آیه مبارکه که به صراحت تمام می‌رساند که فقه اسلام تنها از طریق اهل بیت، منتشر و منتقل نمی‌شده، بلکه دیگران نیز شناخت احکام دین و تعلم از پیامبر اکرم برایشان میسر بوده و از طوائف مختلف عده‌ای – که معصوم نبوده‌اند – به مدینه می‌آمدند و در دین، فقیه و صاحبنظر شده و موظف می‌شدند که پس از بازگشت، قوم خویش را علم دین بیاموزند.

پس قرآن فقیه‌شدن و رجوع مستقیم به قرآن و سنت و استمرار دعوت اسلام و تعلیم را به گروهی خاص منحصر ندانسته و بین مردم و شریعت جز پیامبر واسطه‌ای را به رسمیت نشناخته است.

علاوه بر این در تاریخ نیز می‌خوانیم که رسول الله مکررا اصحابش را برای تعلیم دین و احکام اسلام به سوی اقوام مختلف می‌فرستاد. اعزام «معاذ بن جبل» و دیگران از جمله گروه بسیاری که در حادثة «بئرمعونه» و «رجیع» کشته شدند و پیامبر آنان را برای تعلیم دین و احکام اسلام به مناطق دوردست فرستاده بود، در تاریخ اسلام کاملا معروف است و منکر ندارد.

خلاصه آنکه دین خدا تنها به وسیله اهل بیت تبلیغ نمی‌شد، تا مردم موظف باشند، فقه را تنها از ایشان اخذ کنند و کبار صحابه که سالیان متمادی عمرشان با پیامبر اکرم سپری شده بود و تحت تربیت و تعلیم آن حضرت قرار داشته‌اند، نیز مبلّغ دین بوده‌اند. خصوصاً که بنا به آیه: «پس بگو که شما را به یکسان باخبر ساختم». (الأنبیاء / 109) اثبات می‌شود پیامبر اکرم که به آیه «او از بیان[اخبار] غیب، بخل و دریغ ندارد». (التکویر / 24) مفتخر است، چیزی از امور شریعت را که هدایت مردم منوط بدان است، از کسی پنهان نفرموده و فقط در اختیار عده‌ای خاص نگذاشته است.

رسول خدا پس از خطبه‌هایش می‌فرمود: «فلیبلّغ الشاهد الغائب» سخنم را حاضر به افراد غائب برساند،
و یا می‌فرمود: خداوند خرّم بدارد بنده‌ای را که سخنم را شنید و آن را [به درستی] حفظ کرد و [به درستی] به کسی که آن را نشنیده است، می‌رساند. چه بسا کسی که حامل [مطلبی] فقهی است اما خود فقیه نیست و چه بسا کسی که خود فقیه است [سخنم] را به فقیه تر از خود می‌رساند». ملاحظه می‌فرمایید که پیامبر اکرم نیز انتقال علم شریعت و أحکام را به گروهی خاص منحصر نفرموده است. (کتاب بت شکن )

بنابراین برای شناخت درست فقه اسلامی می‌بایست به آثاری که از صحابه باقی مانده است مراجعه کنیم و بی‌جهت خود را از آنها بی‌نیاز ندانیم، همچنین احادیث اهل بیت از جمله حضرت زید: فرزند حضرت سجاد ، و احادیث سایرائمه اهل بیت سندا و متنا مورد تحقیق دقیق قرار داده و آنها را با قرآن کریم بسنجیم و فقه اسلامی را به صورتی جامع‌الأطراف بررسی کنیم.

ناگفته نماند که بنا به اقرار علمای ما، به سبب جور خلفای اموی و عباسی، ائمه غالبا در حال تقیه بودند و کمتر آراء خود را به صراحت اظهار می‌کردند، اما آنچه که در آن تردید راه ندارد، این است که هیچ کتاب مدونی از ائمه در فقه و أحکام شریعت در دست نیست و کتب فقهی و روایی ما پس از عصر ائمه تدوین شده و متأسفانه متضمن اخبار متضاد و متخالف است و چنانکه در صفحات قبلی گفته شد در نقل احادیث ائمه جعل و دس و خلط بسیار صورت پذیرفته است. ( کتاب بت شکن )

متأسفانه به ائمة اهل بیت – علیهم السلام – بیش از دیگران افتراء بسته‌اند و مؤلفین کتب اخبار نیز صاحب نظر و قرآن شناس نبوده‌اند واز صحیح و ناصحیح هر چه به دستشان رسیده ضبط کرده‌اند.

برخلاف شیعیان زیدی که کتاب «المسند» یا «المجموع الفقهی» را از امام زید بن علی بن الحسین بن علی بن ابی‌طالب در اختیار دارند که املاء آن بزرگوار و نوشته شاگرد آن حضرت، «ابوخالد واسطی»: است.

از ائمة اهل سنت – که اتفاقاً از ارادتمندان اهل بیت بوده و با خلفای جور روابط خوبی نداشته‌اند – نیز کتبی که تألیف خود آنهاست، باقی مانده، از آن جمله «الموطأ» تألیف «مالک» و یا «الأم» اثر «شافعی» یا «المسند» که گردآورنده آن «احمد بن حنبل» است و …

درسهایی از کتاب بت شکن علامه ابوالفضل برقعی – مقدمه

درس اولدرس دومدرس سومدرس چهارم – درس پنجم

درس ششم – درس هفتم – درس هشتم – درس نهم – درس دهم

درس یازدهم – درس دوازدهم – درس سیزدهم – درس چهاردهم – درس پانزدهم

درس شانزدهم (پایان)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *