درسهایی از کتاب بت شکن علامه ابوالفضل برقعی – درس هشتم

راویان دروغگو

( در کتاب بت شکن می آموزیم ) راویانی که اخبار دروغ را به ائمه نسبت می دهند ، بسیارند که تحقیق در حال آنها محتاج رجوع به کتب رجال است.

مثلا یکی از آنها «بشار الشعیری» است که حضرت صادق درباره او می‌فرماید: به خدا قسم از آنچه این دروغگو درباره من گفته است و بر من ادعا کرده است سؤال خواهم شد، وای بر او، چه کار دارد؟ خدا او را بترساند، او در رختخواب خود آسوده می‌خوابد و مرا از خواب خود در اضطراب افکنده، من این چیزها را می‌گویم تا در قبر خود استقرار یابم؟!

از این اشخاص دروغگو کسانی بودند که برای پیشرفت مقاصد شوم خود از هیچگونه عمل دغلی خودداری نمی‌کردند.

مثلا: «محمد بن بشر» مجسمه ى حضرت موسی بن جعفر را ساخته و آن را رنگ زده و در صندوقخانه اطاق خود گذاشته بود و مردم را به اطاق خود می‌برد و با آن مجسمه خلوت می‌کرد و با این حیله خود را مبلغ و مرسل از جانب آن حضرت قلمداد می‌کرد!!

«احمد بن محمد بن عیسی» به حضرت حسن عسکری نوشت که گروهی أحادیثی را به تو و پدرانت نسبت می‌دهند که در میان این احادیث سخنانی است که دلها از آن مشمئز ‌شده و می‌رمد و بر ما هم جایز نیست که ان احادیث را رد کنیم زیرا آنها را از پدران تو روایت می‌کنند!

حضرت با او نوشت: «لیس هذا دیننا فاعتزله» این دین ما نیست، از او کناره‌گیری کن …
این نمونه‌ای از احوال راویان دروغگو در زمان أئمه است که با وجود اینکه برای مردم اشکار شدن صدق و دروغ حدیث، امکان داشت با این حال دروغگویان و سودجويان با کمال بی‌حیایی به نقل حدیث دروغ حتی در نزد خود آن بزرگواران پرداختند و حتی از قول همان امام در حضور خود او از گفتن حدیث دروغ باک نداشتند
این وضع احادیث در زمان ائمه است، پس وای به اعصار غیبت که از آن بزرگان، احدی نیست.

از جمله خطرناکترین این نفوذیها در جامعه تشیع گروهی بودند که به ارادت و دوستی اهل بیت تظاهر می‌کردند و مدتی دراز خود را در زمره روات و اصحاب أئمه جا زدند و در طول این مدت توانستند که به امام باقر و صادق – علیهما السلام – تقرب حاصل کنند تا اینکه جمعی از روات به آنان اعتماد کردند.

و چنانکه برخی از روایات بر این معنی گواه است که اینگونه افراد توانستند مجموعه بزرگی از احادیث را جعل کرده و مجعولات خود را در «اصول» حدیثی به عنوان احادیث أئمه وارد سازند!

از میان اینان «مغیره بن سعید» که بعدها ادعای نبوت کرد بیش از دیگران پیرو داشت، زیرا از سحر و شعبده و کارهایی که مردم ساده‌لوح و ناهشیار را می‌فریبد، استفاده می‌کرد …

روایات صحیح از امام صادق و ائمه دیگر براین مسأله تأکید دارند که مغیره بن سعید و بیان و صائد الهندی و عمرالنبطی و مفضل و سایر منحرفین که خود را در صفوف شیعیان جا زده بودند، جعلیات بسیاری درموضوعات مختلف در میان روایات أئمه وارد ساختند.

از مغیره نقل شده که: دوازده هزار حدیث در أخبار جعفر بن محمد جعل کرده‌ام! (در کتاب بت شکن )

وی و پیروانش مدتهای مدید در میان شیعیان حضور داشتند و با آنان به مجالس أئمه آمد و شد می‌کردند و حقیقت حالشان معلوم نشد، مگر بعدها که أصول حدیثی از مرویات آنها انباشته شد! …

تردید نیست که وی و یارانش روایات جعلی خود را به اصحاب موثوق أئمه نسبت می‌دادند تا واقعیت ماجرا آشکار نشود!

علاوه بر این گروهی دیگر از جاعلین، احادیثی می‌ساختند که مردم را نسبت به أئمه بی‌علاقه سازند، چنانکه حضرت باقر به این موضوع اشاره کرده و فرموده: برای اینکه ما را مبغوض و مغضوب مردم قرار دهند، چیزهایی روایت کرده‌اند که ما نگفته‌ایم و انجام نداده‌ایم!…

در کنار اینان جاعلانی از نوع دیگر پدید آمدند که اززبان أئمه شیعه در ترغیب [به اعمال خیر] و تخویف [ازاعمال ناپسند] روایاتی جعل کردند و برای پشتیبانی و تحکیم گفته‌ها و جعلیاتشان، روایاتی انتشار دادند که پیامبر و امام فرموده‌اند: اگر کس عملی به امید ثوابی که از پیامبر یا امام نقل شده به جای آورد، گرچه پیامبر و امام واقعا چنان کلامی نگفته باشند، ولی ثواب مذکور به عامل داده خواهد شد! (کتاب بت شکن علامه برقعی)

( در کتاب بت شکن به نقل از ) استاد «قلمداران» در کتاب ارمغان آسمان مطالبی نوشتند که ذکر بخشی از آن – با اصلاحی مختصر – در اینجا بسیار مفید است:

«… آفت حقیقت سوز کذب و جعل و مطالع ارباب اغراض و امراض به در خانه اهل بیت عصمت نیز راه یافت که تنها «مغیره بن سعید» یکی از روات کذبه که اندک رابطه‌ای با حضرت باقر‌العلوم داشت خود مدعی شد که بیش از سی هزار حدیث در احادیث آن بزرگوار دس و جعل کرده است و همچنین محمد بن أبی‌الخطاب و بنان و عمر النبطی و أمثالهم از قول حضرت صادق دروغهایی بافتند تا جایی که صادق آل محمد را هم در ردیف اشخاص ضعیف الحدیث نمایاندند!!انتهی

این دسته از جاعلان مانند مفضل بن عمر و بنان و عمرالنبطی و غیرهم می‌گویند جعفر ایشان را از قول پدرش از جدش حدیث کرده است که معرفت امام از نماز و روزه کفایت می‌کند!! و اینکه او ایشان را از وقایع قبل از روز قیامت خبر داده است … به خدا سوگند جعفر چیزی از اینها را هرگز نگفته است، جعفر نسبت به خدا دارای تقوی بوده و پرهیزکارتر از آن است که این نسبت‌ها به او داده شود، پس مردم آنها را شنیده و اورا تضعیف کردند و اگر جعفر را می‌دیدی می‌دانستی که او یگانه مردم است. رجال کشی، ص 275.

درسهایی از کتاب بت شکن علامه ابوالفضل برقعی – مقدمه

درس اولدرس دومدرس سومدرس چهارمدرس پنجم

درس ششمدرس هفتم – درس هشتم – درس نهم – درس دهم

درس یازدهم – درس دوازدهم – درس سیزدهم – درس چهاردهم – درس پانزدهم

درس شانزدهم (پایان)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *