درسهایی از کتاب بت شکن علامه ابوالفضل برقعی – درس سیزدهم

علم غیب و معجزه و کرامت در قرآن

( باز هم در کتاب بت شکن می خوانیم ) چون در «کافی» به روایات غلوآمیز و خلاف قرآن بسیار برمی‌خوریم، لازم است مسأله علم غیب و اظهار معجزات و کرامات را مورد تحقیق قرار دهیم: چنانکه در کتاب خرافات وفور در زیارات قبور نیز گفته‌ام از قرآن کریم فهمیده می‌شود که انبیاء جز در مورد ابلاغ شریعت و مواردی که در مورد آنها حجت کافی موجود است علم غیب نداشته و عالم به ماکان و مایکون نبوده‌اند به عنوان مثال حضرت یعقوب در فلسطین از احوال فرزند دلبندش حضرت یوسف بی‌خبر بود.

حضرت نوح نمی‌دانست پیروانش در زندگی شخصی خود چه می‌کنند (الشعراء / 112)

حضرت ابراهیم – علیه آلاف التحیه و الثناء – فرشتگان عذاب را نشاخت (الذاریات / 25)

حضرت سلیمن تا قبل از بازگشت هدهد از احوال قوم «سبأ» مطلع نبود (النمل / 22)

حضرت موسی نمی‌دانست برادرش حضرت هارون در گوساله ‌پرستی قومش مقصر نیست (الأعراف / 150)

و نمی‌دانست همسفرش ماهی را فراموش کرده و جاگذاشته است (الکهف / 62)

پیامبراز سخن کسانی به شگفت آمده وکلامشان را می‌پسندید در حالی که با اعتقاد سخن نمی‌گفتند (البقره / 204 و 205) در حالی که اگر پیغمبر از دلشان مطلع می‌بود، از سخنان به شگفت نمی‌آمد.
به همین سبب آن حضرت بسیاری از منافقین مدینه را نمی‌شناخت (التوبه / 101)

پس چگونه ممکن است امام از مافی‌الضّمیر بندگان خدا باخبر باشد؟!

حضرت زکریا تا قبل از توضیح حضرت مریم – سلام الله علیها – نمی‌دانست خوراک وی از کجاست، (آل عمران / 37)

خداوند متعال خاندان عمران را بر سایرین برتری داده بود أما اولیاء حضرت مریم نمی‌دانستند که فرزندشان دختر بود! (آل عمران / 36).

حضرت مریم تا زمانی که فرشتة إلهی خود را معرفی نکرد او را نشناخت (مریم / 18)

در اینجا آیاتی از قرآن را با ترجمه و همراه با توضیحی از معتبرترین تفاسیر شیعه، به عنوان نمونه ذکر می‌کنیم:

«ای پیامبرهمانا ما این کتاب را به حق نازل کردیم تا میان مردم با آنچه خدا به تو ارائه کرده، داوری کنی و جانبدار خائنین مباش و از خدا آمرزش خواه که خداوند آمرزندة مهربان است و از کسانی که به خود خیانت می‌ورزند، دفاع مکن همانا خداوند خیانت‌پیشة بزهکار را دوست نمی‌دارد».(النساء / 105-107)

در تفسیر «مجمع‌البیان» تألیف «شیخ طبرسی» درباره شأن نزول آیات (النساء / 105-107)گفته‌اند که پیامبر در قضاوت میان دو تن، کسی را بی‌گناه می‌پنداشت و قصد تبرئه او را داشت که در واقع شخص مذکور بی‌گناه نبود و به همین سبب آیات شریفه فوق نازل شد. ( بت شکن )

علاوه بر آیات قرآن، حتی در روایات نیز آمده است که جعفرصادق به کسی که عرض کرده بود: مردم می‌گویند شما عدد قطرات باران و تعداد ستارگان وبرگ درختان و وزن آنچه در دریاست و عدد ذرات خاک را می‌دانید فرمود: سبحان‌الله، سبحان الله، سوگند به خدا نه چنین است. این را جز خدا نمی‌داند.

«کشی» از حضرت رضا روایت کرده، چون به حضرتش عرض کردند که مردم گمان دارند که شما غیب می‌دانید! فرمود: سبحان‌الله، دستت را بر سرم بگذار، سوگند به خدا که موهای تنم و سرم راست شدند! سپس فرمود: سوگند به خداسخن ما جز روایت از رسول خدا نیست.

همچنین حضرت صادق فرموده: اگر آنچه را که اهل کوفه درباره‌ام می‌گویند تأیید کنم زمین مرا در خود فرو می‌برد. من جز بنده‌ای مملوک نیستم وتوان زیان‌رساندن و نفع‌رساندن ندارم.

روایات فوق با قرآن نیز موافق است زیرا کتاب خدا به پیامبر می‌فرماید:

«بگو جز آنچه خدا بخواهد مالک نفع و ضرری برای خویشتن نیستم و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌اندوختم و بدی به من نمی‌رسید من جز بیم‌رسان و بشارت‌دهنده برای مؤمنان نیستم». (الأعراف / 188)

اگر به این نکته جدا توجه کنیم که بسیاری از روایات موجود در کتب ما از جمله همین «کافی» منقول از مجاهیل و یا پیروان فرق ضاله‌ است که از نظر امامیه مطروداند.

با توضیحات فوق معلوم شد که مسأله علم غیب و کرامات و معجزات از نظر قرآن چگونه است، بدین ترتیب می‌توان دریافت روایاتی که اینگونه امور را به ائمه نسبت می‌دهند، صحیح و مقبول نیست و توسط دشمنان اسلام و فرق ضاله جعل و در کتب روایی داخل شده است. ( بت شکن )

درسهایی از کتاب بت شکن علامه ابوالفضل برقعی – مقدمه

درس اولدرس دومدرس سومدرس چهارمدرس پنجم

درس ششمدرس هفتمدرس هشتمدرس نهمدرس دهم

درس یازدهمدرس دوازدهم – درس سیزدهم – درس چهاردهم – درس پانزدهم

درس شانزدهم (پایان)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *